بخش سوم گفتگو

 


ـ با توجه به حضور طولانی‌تان درمسئولیتهای حساس، مهمترین واقعه سالهای نخست کارتان را چه چیزی می‌دانید؟

حجت الاسلام ری‌شهری: دردوران تصدی دادگاه انقلاب ارتش از اواسط سال 58 تاسیس وزارت اطلاع در سال 63 اتفاقات بسیار مهمی در کشور افتاد. یکی از مهمترین آنها مسئلۀ توطئه حزب خلق مسلمانان در تبریز بود. آن زمان من همراه شهید فلاحی به تبریز رفتم آنجا عده‌ای از نظامیان پایگاه هوائی تبریز و رادیو تلویزیون تصرف کرده بودند. البته مردم با آنها مقابله کرده و پیش از ورود ما به تبریز، این مراکز پس گرفته شده بود و ما برای محاکمه ضد انقلابیون به آنجا رفتیم و قضیه خاتمه پیدا کرد.

همچنین هوانیروز اصفهان و بوشهر هم مسایلی بود. عده‌ای از نظامیان پایگاه آنجا تحصن کرده و پایگاه را به تعطیلی کشانده بودند. آنجا با برخوردهای قضائی متعادل جلو توطئه‌ها گرفته شد.

ـ مقصود نظامیان از تحصنها و بی نظمیها در پایگاه‌ها چه بود؟

حجت الاسلام ری‌شهری: آن توطئه‌ها برای به هم‌ریختن ارتش بود.

ـ در آن زمان تشکیلاتی هم برای پیشبرد کارهایتان وجود داشت؟

حجت الاسلام ری‌شهری: وقتی که به دادگاه ارتش رفتم تنها یک اتاق در سازمان نیروه‌های مسلح به من دادند. آنجا بنا به ضرورت، تشکیلاتی تأسیس کردم، به فضل پروردگار در همه کارهای که به صورت مستقل داشته‌ام، موسس بوده‌ام و تشکیلاتی را ایجادکرده‌ام که ماندگار شده است. مهمترین مسئله‌ای که در سال 59 داشتیم، کودتای نافرجام نوژه بود که رسیدگی قضایی این ماجرا با دادگاه انقلاب ارتش بود و من در کتاب خاطراتم جزئیات آنرا شرح داده ام.

ـ چند سال پیش کتاب ویژه‌ای هم با عنوان کودتای نوژه چاپ شد.

حجت الاسلام ری‌شهری: درست است، آن کتاب هم با استفاده از خاطرات من نوشته شده بود اما خاطرات کامل من یک اثر پنج یا شش جلدی است که انشاء الله بتدریج منتشر می شود.

ـ ماهیت این کودتا چه بود و حامیان خارجی آن چه کسانی و کدام کشور یا کشورها بودند؟

حجت الاسلام ری‌شهری: در جریان کودتای نوژه، شرق و غرب با هم متحد بودند. البته کودتا، آمریکایی بود، طراحی آن در آمریکا و با همکاری سازمان سیا بود ولی آن طور که کودتاچیان اعتراف کردند ـو این قابل تأمل است‌ـ می‌گفتند: آمریکایی‌ها، روسها را هم در جریان گذاشته بودند. این ادعای آنها بود.

ـ از نیروی داخلی چه کسانی با کودتاچیان همکاری داشتند؟

حجت الاسلام ری‌شهری: اطلاعات زیادی که از کودتاچیان به دست آمد، نشان می‌داد که کودتاچیان موضوع را با بیت آقای شریعتمداری در میان گذاشته بودند و در نوشته های حضرت امام هم به این موضوع اشاره شده است.

ـ کشف کودتای نوژه از کجا و چگونه صورت گرفت؟

حجت الاسلام ری‌شهری: قبل از کشف کودتا، یک روز نزدیک غروب آفتاب، من در دفترم نشسته بودم که آقای سعید حجاریان به دفترم آمد. ایشان آن زمان با اطلاعات کمیته اداره دوم همکاری می‌کرد. آقای حجاریان آن روز با حالتی هیجان‌زده پیش من آمد وگفت: با شما یک کار خصوصی دارم و در مورد کودتاچیان مطالبی گفت. آن زمان هیچ‌‌‌یک از افراد مؤثر قوۀ قضائیه از کودتا خبر نداشتند. آقای قدوسی هم دادستان دادگاه انقلاب بود،ولی ظاهراً از موضوع خبر نداشت‌، اگر خبر داشت قطعاً به من می‌گفت: من آن‌ موقع فوراً همسرم را منزل پدرم فرستادم که کسی درمنزل نباشد و متمرکز شدم روی برخورد با آن قضایا. گروه‌های مختلفی را هم در قصر فیروزه از نیروهای نظامی آنجا تشکیل دادیم و اولین گروه کودتاچیان را همان شب دستگیر کردیم و کار ادامه پید کرد تا ضربه‌زدن به همۀ افرادی که در ایران با کودتاچیان بودند. البته سران کودتا و رده‌‌های اداره کنندۀ آن، از جمله سرهنگ بنی‌عامری همه به خارج فرار کرده بودند. به هرحال، بقیه کودتاچیان در دادگاه انقلاب ارتش محاکمه شدند. مسئلۀ دیگر توطئه قطبزاده بود که آن هم رسیدگی‌اش با دادگاه انقلاب بود. همین‌طور رسیدگی به اتهام سران حزب توده که در آن محاکمه، سران سیاسی حزب توده در جلسه شرکت کرده بودند ولی محاکمه نشدند.

ـ لطفاً از چگونگی ورودتان به وزارت اطلاعات بفرمایید؟

حجت الاسلام ری‌شهری: مسئولیت بعدی من وزارت اطلاعات بود. ابتدا آقای مهندس موسوی در سال 62 آقای فردوسی‌پور را برای این مسئولیت در نظر گرفته بودند، ولی ایشان رأی نیاورد. شرایط برای وزیر اطلاعات در آن فضا به دلیل مسایل سیاسی و شرعی این بود که این مسئولیت باید تحت نظارت کسی باشد که قابل اعتماد باشد و شرط کردند که وزیر اطلاعات باید مجتهد باشد و همین‌جا مشکل پیدا شد و این قضیه تا سال 63 طول کشید. بعد با بنده صحبت کردند. آقای مهندس موسوی گفتند: امام فرموده‌اند که من به سایر وزارتخانه‌ها کار ندارم ولیکن هر کسی خواست وزیر اطلاعات بشود، من نظر دارم و به من اطلاع بدهید. در آن شرایط من احساس تکلیف کردم و آن مسئولیت را پذیرفتم.

ـ بعد از انتخاب‌تان به وزارت اطلاعات با حضرت امام هم ملاقاتی داشتید؟

حجت الاسلام ری شهری: بله، اتفاقاً یکی از خاطرات جالب من همان ملاقات است. روزی که هیئت دولت با حضرت امام دیدار داشت، من هم که به تازگی از مجلس رأی اعتماد گرفته بودم همراه هیئت دولت خدمت امام رفتم. صحبتهای ایشان که تمام شد، وزرا یکی یکی دست حضرت امام را بوسیدند و رفتند. من ایستاده بودم و نگاه می‌کردم. امام گویا چند بار اشاره کردند که من بمانم، اما من متوجه نشدم، دفعه بعد، حاج احمد آقا به من گفتند: امام می گویند: شما بنشینید و نروید. من نشستم. آنجا امام با لحن خاصی فرمودند: فلانی! وزارت اطلاعات است، وزارت کشاورزی نیست! حواست را جمع کن، من فوری فهمیدم که اگر بخواهم قول بدهم که با آقایان مشورت کنم چه اتفاقی ممکن است بیافتد و می‌دانستم که بین دیدگاهها هماهنگی وجود ندارد. دیدم اگر بخواهم همه کارها را با آنها هماهنگ کنم، مشکل پیش می آید، آقای موسوی هم گفته بودند که معاونت‌هایت را با من هماهنگ کن. به همین دلیل بود که به حضرت امام عرض کردم: من مشورت می‌کنم ولی شما اجازه بدهید بعد از مشورت، خودم تصمیم بگیرم، چون ممکن است این آقایان نظریات مختلفی داشته باشند و چون مسئولیت با من است، خودم افرادرا تعیین می‌کنم و به نظر کسی عمل نمی‌کنم. از آنجا که احتمال می‌دادم ممکن است ذهن امام را نسبت به بعضی افراد یا مسائل حساس کنند، به امام (ره) عرض کردم: شما بدانید که بعد از این، درباره من زیاد صحبت خواهد شد، چون مجموعه‌ای که می‌خواهیم راه بیاندازیم هفت خط است! خطها را هم برای حضرت امام مشخص کردم: یک خط از سپاه، یک خط از کمیته، یک خط از اطلاعات دادگاه انقلاب ارتش، یک خط از اطلاعات نخست وزیری و خلاصه هفت جریان را برایشان شرح دادم که قرار است همۀ این هفت جریان در وزارت اطلاعات متمرکز بشوند و ما آنها را گزینش کنیم. امام فرمودند: نه، تا به حال کسی درباره شما چیزی به من نگفته... و در ادامه، خطاب به بنده فرمودند: اگر شما در این وزارتخانه باشید، عمداً کار خلاف انجام نمی شود. بعد هم خداحافظی کردم و رفتم.

ـ با توجه به ترکیب هفت جریانی که اشاره فرمودید، درعمل مشکلی به لحاظ اعمال سلیقه شخصی یا سیاسی افراد و جریانها درکار وزارت پیش نمی‌آمد؟

حجت الاسلام ری شهری: سلیقه سیاسی را نمی‌شود از افراد دور کرد خصوصاً نیروهای کارآمد اطلاعاتی که از ذهن سیاسی قوی برخوردارند.

من در مدیریت، از همه نیروهای کارآمد، با سلیقه‌های مختلف استفاده می‌کردم؛ البته، شرط بود که افراد وزارت، عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نباشند، اما اختلاف سلیقه سیاسی امری طبیعی است؛ در عین حال، نمی‌گذاشتم کسی سلیقه سیاسی خودش را اعمال کند و کار تصمیم‌گیریها همه‌اش به خود من باز می‌گشت، اصولاً نیروها را به گونه‌ای چیده بودم که کسی نمی‌توانست سلیقه سیاسی خودرا اعمال کند.

ـ معمولاً وزارت اطلاعات به دلیل اشراف بر مسایل افراد و گروههای سیاسی، ا زطرف رجال و جناحهای سیاسی به نوعی تحت فشار قرار می گیرد. آیا شما در دوران وزارت با فشارهایی از این دست مواجه نشدید؟

حجت الاسلام ری شهری: چرا، بعضی از نمایندگان مجلس در زمان انتخابات تماس می‌گرفتند و سعی می‌کردند با فشار بر وزارت اطلاعات خواستۀ خود را انجام دهند؛ مثلاً در جریان مهدی هاشمی، یکی از جریانهای سیاسی، اسامی افرادی را می‌خواست که در پروندۀ او آمده بود. حتی مصوبه‌ای را در مجلس گذراندند که ما پرونده مهدی هاشمی را به مجلس ببریم و طرح کنیم. من دیدم اگر این پرونده به مجلس برود، افرادی بی‌جهت متهم می‌شوند و آبروی عده‌ای می‌رود. از طرفی بعضی‌ها، مصوبه‌ای از مجلس گرفته بودند که پرونده به مجلس برود. من خدمت حضرت امام نامه دادم و جریان را به ایشان نوشتم که گروهی می‌خواهند از این پرونده سوء استفاده کنند و بی‌جهت عده‌ای را متهم کنند. حضرت امام درپاسخ نوشتند که ارسال این پرونده و امثال آن به مجلس، خلاف شرع و قانون اساسی است.

به هرحال، تا من در وزارت اطلاعات بودم نگذاشتم از هیچ پرونده‌ای در وزارت، استفاده نامطلوب بشود. با قاطعیت می‌گویم که هیچ اقدامی درجهت منافع هیچ‌یک از جریانهای سیاسی تا آن موقع که من در وزارت اطلاعات بودم، صورت نگرفته است.

ـ در اوایل کارتان در وزارت اطلاعات با فعالیت‌های مهدی هاشمی آشنا نبودید؟

حجت الاسلام ری‌شهری: من آن زمان شناخت زیادی از ایشان نداشتم. وزارت اطلاعات هم کاری با او نداشت. مهدی هاشمی درپوشش نهضت‌ها کار می‌کرد. او یک پوشش طبیعی برای خودش درست کرده بود و آن پناه‌گرفتن زیر چتر قائم مقام رهبری یعنی آقای منتظری بود.

ـ اولین بار از کجا پی به فعالیت‌های خرابکارانه مهدی هاشمی بردید؟

حجت الاسلام ری‌شهری: اولین باری که من متوجه شدم که جریان مهدی هاشمی یک جریان خطرناک است، اطلاع از پرونده او در اصفهان بود.

آنجا مطلع شدم که او در قتل مرحوم شمس‌آبادی نقش داشته، بعد من اوراقی از این پرونده را پیش آقای منتظری بردم که مهدی هاشمی را از بیت خودشان طرد کنند. بعد از چند روز شنیدم که تمام اوراقی که من به ایشان داده بودم، به مهدی‌هاشمی داده شده بود! من از آنجا به اصطلاح قدری مسئله‌دار شدم و خیلی هم کوشش کردم که آقای منتظری حساب خودش را از حساب مهدی هاشمی جدا کند اما متأسفانه نشد. من مطلب را خدمت حضرت امام عرض کردم. ایشان آن موقع چیزی نگفتند و دستوری ندادند، حالا چه حکمتی داشت، نمی‌دانم. تا این که معاونت ضد‌جاسوسی وزارت اطلاعات یک جریانی را تعقیب می‌کرد که درادامه به یک خانۀ تیمی رسیدند. خانه‌ای که در آن انواع سلاحها و مواد سمی سرطان‌زا و کشنده و چیزهای دیگر وجود داشت. آنجا بود که ما جریان آن خانه و ارتباط آن با مهدی هاشمی را به امام خبر دادیم. حاج احمد آقا گفتند: امام فرموده‌اند: بروید کار را دنبال کنید. خانه را که گرفتم، امام محکم ایستاد و گفت: باید این قضیه دنبال شود و عمق جریان کشف شود. قتل مرحوم شمس‌آبادی، قتل شیخ قنبر‌علی و افرادی که درچاه انداخته بودند. این بود که رفتیم و جنازه‌ها را درآوردیم و بالاخره مهدی هاشمی محاکمه شد.

ـ مطالب مربوط به ماجرای مهدی هاشمی را هم درخاطراتتان آورده‌اید؟

حجت الاسلام ری‌شهری: همانطور که می‌دانید، بخشی از کتاب آقای منتظری به من مربوط می شود و من هم در کتاب خاطراتم همه مواردی را که به من مربوط بوده پاسخ خواهم داد. آقای منتظری یک سلسله مسایلی را راجع به قطب‌زاده و آقای شریعتمداری مطرح کرده‌اند که تحریف واقعیات تاریخ است و صحت ندارد.

ـ در مورد شرایط سیاسی ـ اجتماعی انقلاب در زمانی که وزارت اطلاعات را تأسیس کردید، چیزی نفرمودید.

حجت الاسلام ری شهری: آن زمان شایعه‌ها فراوان بود و گروهک‌های سیاسی فعال بودند. ما در شرایط و فضای خیلی بدی کار را شروع کردیم، امکانات ما در وزارت اطلاعات اندک بود، گروهکها هر روز ماجرایی داشتند. مرتب در جاهایی مثل نماز جمعه، ناصر خسرو و جاهای دیگر بمب‌گذاری می‌شد. جنگ همچنان ادامه داشت، صدام و منافقین فعال بودند. همچنین جریان چپ علیرغم ضربه خوردن حزب توده فعال بود، و ما از یک سو می بایست وزارت اطلاعات را تأسیس کنیم و از سوی دیگر با این جریانها مقابله کنیم که به فضل خداوند متعال درهر دو جبهه توفیق یافتیم.

ـ آیا توجه ویژۀ حضرت امام به شما به عنوان وزیر اطلاعات ادامه پیدا کرد و همچنان نسبت به کار شما مراقبت و پیگیری داشتند؟

حجت الاسلام ری شهری: بله، این توجه تا آخر بود، امام با دقت فراوانی مسایل اطلاعاتی را دنبال می‌کرد. مثلاً وقتی در نماز جمعه تهران بمب‌گذاری شد، فردایش، یعنی روز شنبه اعلام کردیم که بمب‌گذاران دستگیر شده‌اند. یادم هست همان موقع که خبر را اعلام کردیم، صبح،حاج احمد آقا با من تماس گرفت و گفت: امام می‌فرمایند: شما که اعلام می‌کنید بمب‌گذاران نماز جمعه را گرفته‌اید، در واقع همه را گرفته‌اید؟ یک وقت فرار نکنند و چرا این قدر زود خبر داده‌اید؟ ممکن است افرادی باشند که هنوز دستگیر نشده باشند و فرارکنند. گفتم: نه، همه را جمع کرده‌ایم.

ـ مردم غالباً پس ازمدتی شرایط عجیب سالهای آغاز انقلاب را فراموش می‌کنند. یادشان می‌رود که چه فتنه‌هایی را درگذشته ا ز سر گذرانده‌ایم و هر موقع فکر می‌کنند که همین حالا مهمترین فتنه‌ها درکار است، درحالی که اینطور نیست. هر یک از آن فتنه‌ها در آن سالها می‌توانست انقلابی را به نابودی بکشاند، اما مردم و امام محکم ایستادند و همۀ توطئه‌های رنگارنگ را خنثی کردند. ما در جنگ هم از گزند جاسوسان در امان نبودیم، در زمان دفاع مقدس، کسانی بودند که علیه کشور و نظام با دشمن همکاری داشتند.

حجت الاسلام ری شهری: واقعاً هر یک از آن توطئه‌ها و فتنه‌های اول انقلاب می‌توانست انقلاب بزرگی را بکشند. مسائلی مثل جنگ، مسئلۀ آقای شریعتمداری، مسئلۀ قبول قطعنامه، مسئلۀ تجدیدنظر در قانون اساسی، جریان مهدی هاشمی و کنارگذاشتن آقای منتظری؛ همچنین شهادت 72 تن از یاران صمیمی انقلاب در فاجعه انفجار حزب جمهوری یا ماجرای شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر ـ باهنر و رجائی ـ من فکر می کنم اگر هفتصد نفر هم از بزرگان کشور شهید می‌شدند، امام مجدداً نیرو به میدان می‌آوردند.

ـ یا انفجار دادستانی انقلاب.

حجت الاسلام ری شهری: بله، آن هم مهم بود.

ـ درسالهای پایانی دهه شصت وقایع مهمی درکشورمان به وقوع پیوست، از جمله پذیرش قطعنامه و رحلت جانگداز امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران؛ از طرفی، تحولاتی هم در مدیریت نظام صورت گرفت. حضرت آیت الله خامنه‌ای به رهبری انقلاب برگزیده شدند، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد، آیت الله یزدی به ریاست قوه قضائیه منصوب شد. در آن شرایط، شما را در مسئولیت دادستانی کل انقلا ب دیدم و بعد هم استعفای زود هنگام شما، لطفاً درباره این موضوع هم توضیح بفرمایید.

حجت الاسلام ری شهری: البته قبل از آنکه درمسئولیت دادستانی کل انقلاب قرار بگیرم. به من پیشنهاد شد که یا رئیس دیوان عالی کشور بشوم یا دادستان کل کشور، می دانید که مقام رئیس دیوان عالی بالاتر از دادستان کل کشور است، اما آن زمان، دیدگاه من این بود که اگر دادستان کل کشور درجایگاه واقعی خودش قرار بگیرد، بهتر می تواند خدمت کند و ترجیح دادم که دادستان باشم، ولیکن درعمل اینطور نشد؛ بعد از یکسال دیدم در آن جایگاه کاری نمی‌توان کرد و پس از انتصاب به نمایندگی ولی فقیه و سرپرستی حجاج از دادستانی کل استعفا دادم.

ـ استعفای حاج احمد آقا از سرپرستی حجاج، بحث‌هایی را از آن زمان دامن زد.

حجت الاسلام ری شهری: حاج احمد آقا به خاطر رعایت احترام مادرشان که موافق این کار نبودند از سرپرستی حجاج استعفا دادند. حتی وقتی من خصوصی به حاج احمد آقا، گفتم: مگر شما نگفتید که من آقای خامنه‌ای را آنقدر قبول دارم که هر چه بگویند انجام می‌دهم، چرا سرپرستی حجاج را نپذیرفتید؟

حاج احمد آقا گفتند: من قبول دارم ولی حالا مسئله من، مسئله مادر است و نمی‌توانم این کار را بکنم. امام قبل از وفات سفارش ایشان را به من کرده بود.

ـ گویا دادسرای ویژه روحانیت هم در زمان شما ایجاد شد، همینطور است؟

حجت الاسلام ری شهری: بله، این هم برای خودش داستانی دارد. زمانی که در وزارت اطلاعات بودم، یک بخش ویژه برای روحانیت درست کردیم که به مسائل روحانیت و اتهاماتی که روحانیون داشتند به صورت ویژه‌ای رسیدگی کنند بعضی‌ها تصور می‌کردند دادسری ویژه برای این است که با روحانیون راحت‌تر برخورد شود! ولی در واقع عکس این قضیه بود، چون تأثیر ویرانگری که روحانیون فاسد و روحانی نمایان فاسد در جامعه دارند، خیلی زیاد است و به همین جهت فکر کردیم برخورد شدیدتری باید با آنها بشود و دادگستری توانایی لازم را برای برخورد با آنها ندارد. به همین جهت به حضرت امام پیشنهاد دادند که یک بخش ویژه برای روحانیون در وزارت اطلاعات ایجاد شود و گفتم: شما هم دستور بدهید یک بخش ویژه دیگر در قوه قضائیه ایجاد کنند.

چند بار هم مقام معظم رهبری یعنی ریاست جمهوری وقت در این رابطه با حضرت امام صحبت کردند. حضرت امام (ره) هم به آقای موسوی اردبیلی گفته بودند که این کار را انجام بدهید. آن زمان یک اتفاقی در رابطه با یکی ا زروحانیون معروف افتاد که قابل رسیدگی در دادسراهای عمومی نبود، در عین حال باید برخورد شدیدی با او می‌شد. من جریان را به جناب آقای خامنه‌ای رساندم و گفتم: پرونده این است. آیا دادسرای عمومی می‌تواند به این مسئله رسیدگی کند؟ ایشان هم همین مطلب را خدمت امام گفتند. امام فرموده بودند: چه کار کنم؟ من چند بار به شورای عالی قضایی گفته‌ام که دادسرای ویژه تأسیس کنید و اضافه کرده بودند: من آمادگی دارم که به خود آقای ری شهری حکم ایجاد دادسرای ویژه را بدهم. جناب آقای خامنه‌ای به من فرمودند: امام حکم می‌دهند و شما دادسرای ویژه روحانیت را تشکیل بدهید.

گفتم: چون وزیر اطلاعات هستم، مصلحت نیست که من این کار را انجام بدهم. آن موقع آقای فلاحیان قائم مقام وزرات اطلاعات بود. حضرت امام حکم را به آقای فلاحیان دادند و قضیه دادسرای ویژه روحانیت از آنجاآغاز شد.

ـ واقعاً یکی از چیزهایی که انقلاب را نجات داد، همین دادسرای ویژه روحانیت بود. جدای از رسیدگی به جرایم، باید قبول کنیم که بسیاری از جرایمی که واقع نشده، به خاطر ترس از این دادسرا بوده. البته بعضی‌ها خیال می‌کنند دادسرای ویژه روحانیت برای این است که سرپوشی روی جرمها بگذارد، درحالی‌که آنجا سختگیری و دقت بیشتری اعمال می شود.

حجت الاسلام ری شهری: همینطور است. دادسرای ویژه در حقیقت برای این بود که با قاطعیت و حتی شدیدتر از موارد دیگر با روحانی‌نماها برخورد شود، چون دراسلام مقرر شده که مثلاً اگر کسی در ماه رمضان مرتکب مناهی بشود، کیفر او تشدید می شود. به هرحال، وقتی من دادستان کل شدم پیشنهاد دادند حالا که به اینجا آمده‌ای خودت مسئولیت بپذیر و پذیرفتم. بعد به دلیل اینکه مایل بودم درکارهای فرهنگی متمرکز شوم و تأسیس دانشکده علوم حدیث و کارهای فرهنگی دیگر وقتم را کاملاً گرفته بود، درسال 1376 خدمت مقام معظم رهبری نامه‌ای نوشتم و استعفا دادم. ایشان هم پذیرفتند و از آن پس دیگر متمرکز درمسائل فرهنگی شدم.

ـ به فعالیتهایتان درمسئولیت تولیت آستانه حضرت عبدالعظیم اشاره‌ای نفرمودید.

حجت الاسلام ری شهری: اواخر سال1369 از طرف مقام معظم رهبری به تولیت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم منصوب شدم و بحمدالله از آن زمان تا به حال کارهای مهم و ارزنده‌ای درآنجا انجام شده که خودش یک فصل جداگانه‌ای است. مطالعه اولیه و طراحی پروژه‌های مورد نظر با هدف ایجاد امکانات مذهبی، فرهنگی و رفاهی برای زائران، ارتقاء سطح فرهنگی منطقه و ارج نهادن به مقام شامخ اهل بیت پیامبر اسلام صلوات الله علیهم اجمعین از سال 1369 آغاز شد و از سال 1371 به صورت اجرایی درآمد. زیربنای تقریبی طرح یکصد و بیست هزار متر مربع است که در زمینی به مساحب سی و هفت هزار متر مربع در حال احداث است.

این طرح شامل :

1 ـ چهار رواق

2 ـ مصلای بزرگ ری

3 ـ دانشکده علوم حدیث

4 ـ کتابخانه مرکزی تخصصی حدیث

5 ـ کتابخانه بزرگ ری

6 ـ مرکز فرهنگی جوانان

7 ـ حوزه علمیه

8 ـ موزه

9 ـ درمانگاه

10 ـ بازار بزرگ ری

11 ـ سالن اجتماعات

12 ـ مهمانسرا

13 ـ بخش اداری (دارالتولیه)

14 ـ بست شمالی و جنوبی

15 ـ تختگاه شمالی و جنوبی

16 ـ سه صحن

زمانی که تولیت آستانه به بنده محول شد، آنجا 60 میلیون تومان درآمد داشت، با کوهی از مشکلات فرهنگی و اخلاقی.

ـ ماهی 60 میلیون تومان؟

حجت الاسلام ری شهری: نخیر، سالی 60 ملیون تومان، کل نزولات و هدایا و موقوفات در سال، این مبلغ بود.

بعضی‌ها تصور می‌کردند این مبلغ پول زیادی است در حالی‌که این پول تنها خرج آب و برق و خدمات آنجا می‌شد. خداوند متعال لطف کرد و ما توانستیم برای احیاء موقوفات و توسعه آنجا میلیاردها تومان هزینه و سرمایه‌گذاری کنیم. امکانات فرهنگی بسیاری برای آنجا فراهم شده است. با ایجاد امکانات سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف آستانه، توسعه را پیش برده‌ایم و از کرامات حضرت عبدالعظیم این‌که الحمدلله هیچ وقت در اداره این تشکیلات نمانده‌ایم. من حتی برای پیشبرد کارها گاهی قرض کرده‌ام، اما باور کنید هر وقت مشکلی پیش آمده، سر یک هفته حل شده، حالا یا کسی به ما قرض داده یا از یک جایی کمکی رسیده است.

ـ جناب ری شهری! با توجه به تجارب ارزنده‌ای که شما طی سالها مسئولیت در زمینه مسائل امنیتی کشور کسب کرده‌اید، مطلبی هم درباره خطر عوامل نفوذی در مراکز رسمی و سازمانهای دولتی بفرمایید که بسیار سودمند است. متأسفانه گاه برخی از مسئولان آن‌چنان دچار خوش‌خیالی می‌شوند که همه چیز را فراموش می‌کنند.

حجت الاسلام ری شهری: دردهه 60، چند انفجار مهم در تهران رخ داد که مسبب آنها عوامل نفوذی بودند. یکی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری توسط کلاهی، یکی دیگر انفجار دفتر نخست وزیری توسط کشمیری و یکی هم انفجار دفتر دادستانی کل انقلاب توسط مهران اصدقی که منجر به شهادت آقای قدوسی شد. ما درانقلاب بیشترین ضربه را از اعتماد بیش ا زحد مسئولین نسبت به عوامل نفوذی خوردیم. معروف بود که می‌گفتند: شهید رجایی پشت سر کشمیری نماز می‌خوانده! و دیدیم که برای کشمیری جنازه‌ای درست کردند و رسماً تشیع جنازه شد! درحالی که او فرارکرده بود و هنوز هم فراری است و در خارج ا زکشور به سر می‌برد. یکی از منافقین به نام مهران اصدقی کسی بود که در دفتر دادستانی انقلاب بمب گذاشت و من احتمال می‌دهم این شخص همان کسی بود که خیلی تلاش می‌کرد که به تیم محافظین من بیاید، اما من بخاطر احتیاط‌هایی که دارم، نپذیرفتم. او آنقدر در دادستانی کل انقلاب نفوذ کرده بود که درطبقه زیرین دفتر آقای قدوسی بمب گذاشته بود. یکی دیگر از نفوذیها قدیری بود که در کمیته اداره دوم اطلاعات ارتش نفوذ کرده بود، او گویا مسئول اطلاعات منافقین هم بود.

ـ به نظر حضرت عالی برای پیشگیری از تکرار چنان وقایع تلخی چه باید کرد؟

حجت الاسلام ری شهری: به نظر من باید از وقایع و حوادث عبرت گرفت. این وقایع باید به ما درس هوشیاری و آگاهی بدهند. مسئولین امنیتی باید برای مقابله با نفوذیهای دشمن برنامه‌ریزی کنند.

ـ بعضی‌ها، با ذهنیت ساده، نفوذی‌ها را منحصر در نفوذ سیاسی می‌کنند در حالی‌که اینطور نیست.

حجت الاسلام ری شهری: درست است، نفوذیها تنها نفوذیهای سیاسی و نظامی نیستند، نفوذیهای فرهنگی، اقتصادی و حتی نفوذیهای علمی هم هستند. باید هوشیار بود. به نظر من منافقین خیلی زود نفوذیهای خود را خرج کردند و این البته لطف خداوند نسبت به ما بود وگرنه در دراز مدت می توانستند لطمه‌های بزرگتری به ما بزنند. نفوذیهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و علمی ممکن است همه جا باشند، از دانشگاه گرفته تا حوزه های علمیه، از محافل روشنفکران گرفته تا بیوت علما، همه درمعرض خطر نفوذیهای فرهنگی هستند. هیچ کس نمی‌تواند از نفوذیها مصون است.

ـ ازچگونگی ترفندهای دشمنان برای نفوذ در مراکز حساس بفرمایید و اینکه توصیه شما برای پیشگیری از پدیده نفوذیها چیست؟

حجت الاسلام ری شهری: چیزی که آیت الله بهجت مکرر به ما توصیه می‌کنند این است که کاری کنید که مسئولین را با قیمتهای مختلف نخرند. تلاش کنید که دشمنان آنها را نخرند! دشمنان شگردهای مختلف دارند. سازمانهای جاسوسی دنیا برای جاسوس کردن افراد خوش‌نام و خوش فکر، تله‌های متعددی دارند. تله زن ، تله پول، تله وعده‌های شیرین و چیزهای دیگر. آنها عوامل مورد نظر خودشان را به دام می‌اندازند، از آنها عکس و فیلم می‌گیرند و پلهای پشت سرشان را خراب می‌کنند و بعد آنها را وادار به همکاری با خودشان می کنند.

جناب آقای ری شهری از لطف و حوصله ای که کردید بسیار سپاسگزاریم.

صفحه قبل

معرفی     بخش اول گفتگو    بخش دوم گفتگو     بخش سوم گفتگو    کتابشناسی